دسته‌ها
گردآوری:اشعار حافظ_4

گزیده اشعار حافظ

زهی خجسته زمانی که یار بازآیدبه کام غمزدگان غمگسار بازآیدبه پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشمبدان امید که آن شهسوار بازآیداگر نه در خم چوگان او رود سر منز سر نگویم و سر خود چه کار بازآیدمقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گردبدان هوس که بدین رهگذار بازآیددلی که با سر زلفین او قراری دادگمان […]

دسته‌ها
گردآوری:اشعار حافظ_4

گزیده اشعار حافظ

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآیدز باغ عارض ساقی هزار لاله برآیدنسیم در سر گل بشکند کلاله سنبلچو از میان چمن بوی آن کلاله برآیدحکایت شب هجران نه آن حکایت حالیستکه شمه‌ای ز بیانش به صد رساله برآیدز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشتکه بی ملالت صد غصه یک نواله برآیدبه سعی خود […]

دسته‌ها
گردآوری:اشعار حافظ_4

گزیده اشعار حافظ

دست از طلب ندارم تا کام من برآیدیا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآیدبگشای تربتم را بعد از وفات و بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآیدبنمای رخ که خلقی واله شوند و حیرانبگشای لب که فریاد از مرد و زن برآیدجان بر لب است و حسرت در دل که از لبانشنگرفته […]

دسته‌ها
گردآوری:اشعار حافظ_4

گزیده اشعار حافظ

بر سر آنم که گر ز دست برآیددست به کاری زنم که غصه سر آیدخلوت دل نیست جای صحبت اضداددیو چو بیرون رود فرشته درآیدصحبت حکام ظلمت شب یلداستنور ز خورشید جوی بو که برآیدبر در ارباب بی‌مروت دنیاچند نشینی که خواجه کی به درآیدترک گدایی مکن که گنج بیابیاز نظر ره روی که در […]

دسته‌ها
گردآوری:اشعار حافظ_4

گزیده اشعار حافظ

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآیدگفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آیدگفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شب رو است او از راه دیگر آیدگفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آیدگفتم خوشا هوایی […]